این روزها برخي از نشريات محلي خبري مبني بر استعفاي يكي از اعضاي خانه
مطبوعات را درج كرده اند و جملگي با يك عكس ثابت كه حكايت از شهرت طلبي دارد
چنان بر مخ مخاطب كوبيده اند و سوهان روح شده اند كه انگار قرار است با استعفا
يا بود اين افراد چه شود.من به همه اهالي رسانه احترام مي گذارم .به فرض يارانه
كاغذ داده نشده يا كم شده است.چه به من خبرنگار مي رسد.
يارانه مستقيما به جيب مدير مسوول مي رود و يك ليوان آب هم روش.
مدير كل ارشاد مي گويند چيزي گفته.وقتي من نشنيده ام.چطور قضاوت كنم.
علي علوي را از خانه تشكلها و سازمان جوانان مي شناسم.چند صباحي با هم
در نداي جوان كار كرده ايم.اميرزاده را هم خوب مي شناسم.در نشريه دريا و
انجمن ها و محافل هنري و ادبي بارها با اخلاق و تفكراتش اشنايي دارم.
دعوايي از خانواده مطبوعات كه بايد در درون حل شود متاسفانه با ماهي گرفتن از
آب گل آلود عده اي (كه البته اهدافشان مشخص است)به بيراهه مي رود.
اينكه خانه مطبوعات با مدير كل ارشاد مشكل دارد بايد نشست و بررسي كرد .و به
نتيجه رسيد.
البته اين استعفا هاي مديران خانه مطبوعات در دوران خود اقاي اميزاده هم سابقه
دارد.درست سه يا ۴ بار همايون اميرزاده به دلايلي در دوره حضورش در خانه مطبوعات
استعفا داد و دوباره به سمتش برگشت و حالا خودش مدير كل است.
اينكه هر خانه؛انجمن و يا تشكل صنفي غير دولتي بايد مستقل باشد و مدافع
حقوق اعضايش حرف منطقي است.اما نبايد اجازه داد هر بار به بهانه اي هدف
اصلي اين خانه فراموش شود و به بيراهه رو.د
من در اين وب بارها از حريم و حقوق خانه مطبوعات دفاع كرده ام اما اين بار چون
بحث خانوادگي است انتظار دارم اين قضيه با مذاكره و مصلحت انديشي ختم به خير
شود تاراه براي زمينه سوء استفاده افراد خارج از مطبوعات بسته شود.
در دوران محمود رءوفي مدير كل اسبق ارشاد هم بارها درگيري هاي شديد در خانه
مطبوعات بين اعضا رخ داد كه خود من هم جزو معترضين بودم اما هيچ وقت اينگونه
حرمت افراد خدشه دار نشد.بهر حال نوشتن از حوشي باشد براي بعد.
فعلا مطبوعات نياز به ارامش دارند نه حاشيه.باشد كه خودمان به خودمان احترام
بگذاريم تا.....