امروز گریه کردم.نه برای خودم بلکه برای گذشته ای که در این فضا و وبلاگ ساعتها می نوشتم.دقایق زیادی کامنتها را می خواندم و پاسخ می دادم.
گریه کردم برای دوستانی که داشتم و الان خبری از آنها ندارم.دوستانی که نیستند در این دنیا .دوستانی که هستند و از دوستی ها خبری نیست.
روزهایی که از سال 1384 تا امروز نوشتم و دیگر عطش نوشتن ندارم.دیگر از فضای داغ وب نویسی خبری نیست.واتساپ و تلگرام و... جای وبلاگ را
گرفته اند.چه روزهایی که نوشتم و مدتها تفکر پشت نوشته هایم بود.گریه می کنم بخاطر روزهایی که از بس مطالعه می کردم پشت کامپیوتر خوابم
می برد.دوستانی داشتم بس پویا و شاد.امروز نه خبری از آنها دارم نه حسی برای کنجکاوی در موردشان.مدتهاست دیگر حسی برای نوشتن مثل
آنروزها ندارم.کاش می شد برگشت به روزهایی که همه کنار هم بودیم و گروه های مجازی ما را از همه جدا نکرده بود.یادش بخیر....