- - علی اکسیر -
اینروزها نه به کامنتهای مخاطبان دوست نما که حسابی نقره داغمان کرده اند فکر میکنم نه به جایزه
بردن در جشنواره مطبوعات.نیازی به فکردن نیست که چرا آن خبرنگار با جعبه شیرینی تعویض مدیر
فلان روابط عمومی را جشن میگیرد .یا چرا آن اداره مرا به جلسه اش دعوت نکرد.
نه به هیچ کدام نمی اندیشم. حتی به تیتر یک فردای روزنامه.از آگهی هایش هم میگذرم.تنها به
خبری می اندیشم که ارمغان سلامتی باشد و بس.بگذار باد هر کجا که خواست بوزد و هر خبرنگاری و
دوستی و انسانی هر کجا خواست با باد برود.زنگی را عشق است .بی خیال کامنت و خبر و آگهی.