هیچگونه خود نمایی ندارد.تنها تقدیم به این بزرگوار است و بس.
................................................................................................................................
سال 72 برای تحصیل در مقطع متوسطه به بندر عباس آمدم.در سال دوم یکی از روزهای
هفته به کار عملی یا طرح کاد اختصاص داشت.آقای بابایی دبیر طرح کادمان بود که خود در
هفته نامه ندای هرمزگان انروز(روزنامه امروز)فعالیت میکرد.برای اولین بار با ندای هرمزگان
اشنا شدم و طرح کاد را در آنجا شروع کردم.کامبیز حسین پور و حمید دولتی را که جوانان
جویای نامی بودند در آنموقع در نشریه دیدم.کار صفحه بندی دستی بود.در آنروزها تنها صبح
ساحل و ندای هرمزگان در عرصه مطبوعات هرمزگان منتشر میشدند.از آنزمان تا سال 86
بصورت طرح کاد با ندای هرمزگان همکاری داشتم.در سال 89 بعد از گذراندم خدمت سربازی
دوباره وارد عرصه کار مطبوعاتی شدم.اینبار با نشریه دریای اندیشه که تنها سه پیش شماره
منتشر کرده بود.با آقای هاشمی پور و میر جلیلی که هر دو از فرهنگیان عزیز بودند.یکسالی را
بصورت تمام وقت و تا شماره 49 همکاری کردم که به دلایلی تعطیلی موقتی داشت.به پیشنهاد
خانم صالح مدیر مسوول نشریه صبا که تازه نشریه اش از توقیف موقت خارج شده بود به این
نشریه رفتم.و تا سال 86 و درست 5 تیر ماه با این نشریه فرهنگی هنری به عنوان خبرنگار و در
سال آخر با سمت مدیر اجرایی و سردبیر همکاری داشتم.البته همکاری پاره وقت با روزنامه
مردم سالاری نمایندگی استان و دوباره دریای اندیشه و ندای جوان .بعد از آن در مرداد 86 به
نشریه گامرون پیوستم.سردبیر گامرون در این سال کامبیز حسین پور بود.همزمان با
روزنامه های خراسان و نور خوزستان هم همکاری داشتم که نمایندگی استانی داشت.
از اوایل سال 90 نیز به عنوان سردبیر به پیشنهاد آقای علی تیماس با نشریه گامرون همکاری
دارم.و تا امروز به لطف دوستان تنها حرفه ام خبرنگاری است و بس.در این راه جوایز متعددی
هم کسب کرده ام.کسب رتبه اول در بخش خبر و رتبه برتر در بخش گزارش در نخستین
جشنواره منطقه ای خلیج فارس در سال 86-فرار گرفتن در میان خبرنگاران برتر استان در
مرداد 90-کسب رتبه دوم خبر در جشنواره مطبوعات استانی در سال 86 –کسب رتبه دوم
در بخش خبر و گزارش خبری در نخستین جشنواره ملی مطبوعات محلی خلیج فارس در
اسفند 90 در بندر عباس به همراه تقدیر نامه های مختلف در برنامه های فرهنگی و هنری
به عنوان خبرنگار و...هدایا و جوایزی دیگر.
همه اینها به لطف دوستان خوبی است که مرا در امر خبرنگاری تشویق و ترغیب کرده اند .
بهر حال دوستان شایسته ای دارم که چه شناخته و ناشناخته همواره موفقیتهایم را رقم
زده اند. هر چند شاید خیلی از دوستان دیروز را من امروز فراموش کرده ام اما آنها بی شک
همیشه مرا یاری داده و می دهند.دست همه دوستان شناخته و نا شناخته ام و حتی
دشمنان دانایم را میبوسم که باعث شده اند تا کنون حیات مطبوعاتیم ادامه داشته باشد.
از همه مدیران مسوول نشریاتی که در مقاطعی با آنها همکاری کرده ام کمال تشکر را
دارم.همین.