استان در حال خواندن غزل خداحافطی هستند.از سال ۶۴ که صبح ساحل اولین نشریه فعال استان شروع
به کار کرد تا زمانی که مدیران ارشاد اضافه شدن نشریات جدید را به نام خود ثبت کردند!همه میدانستند
که به جای کوبیدن بر این طبلهای خالی و گریه کردن بر قبری که مرده ای داخلش نیست باید به فکر چاپخانه
باشند تا مطبوعات هرمزگانی نخواهند با هزار دردسر هم پول بدهند و هم کلی منت بکشند برای چاپ و هم
پیه دیر آمدن نشریات را بواسطه تاخیر در پرواز تحمل کنند.
جالب است شهر ی مانند لار درست فاصله ۳ ساعت با بندر عباس در استان فارس واقع است چاپخانه دارد
و بیشتر هفته نامه ها و نشریات استان در انجا چاپ میشود اما به قول مدیر حانه مطبوعات چاپخانه در
هزمزگان به چایخانه تبدیل شده است.
حالا یک مورد:روز چهارشنبه نشریه ای را برای چاپ به لار فرستاده بودند همکاران.نشریه چاپشده تحویل
اتوبوس میشود و اتوبوس هم در بندر بار را تحویل نمیدهد و اشتباها بار شیراز تحویل بندر و بار نشریه بندری
سر از شیراز در می اورد و اخرش هم که ...
مورد ۲-نشریه دیگری روز چهارشنبه جهت چاپ ۵ شنبه به لار ارسال میشود .بس از ۲ روز دستگاه چاپ دچار
مشکل شده و نشریه با چند روز تاخیر به دست مدیرانش در بندر میرسد و یک اب هم روش.
مورد ۳-نشریه جهت چاپ به تهران ارسال میشود.به موقع چاپ میشود اما به علت تاخیر در پرواز بار مورد
نطر با یک روز تاخیر به دست مخاطبان در بندر میرسد.
موذد ۴-روزنامه همشهری و ایران و ... در بسیاری از مراکز استانها چاپخانه دارند و مطبوعه مورد نظر همرمان
با تهران به دست مخاطبان آن شهرها هم میرسد اما در بندر عباس....حکایت همچنان باقیست
حالا از مطالبات چند سال و ماه مانده نشریات از ادارات بخصوص خود اداره ارشاد هم که بگذریم و کسی
پیگیرش نیست نامه چند نشریه به سازمان بازرسی هم برای برخی نشریات که به شکل هفتگی منتشر
میشند دردسر ساز شده چرا که ادارات مذکور اعلام کرده اند که دیگر به سه روزنامه محلی آگهی میدهند
و نشریات هفتگی هم دیگر بروند احتمالا سمبوسه بفروشند و یا غاز بچرانند!!قس علی هذا
حالا با این تفاسیر اداره ارشاد و خانه مطبوعات هرچه دوست دارندبه هم بگویند .آیا جز افزودن بر مشکل
مطبوعات کار دیگری دارند؟بقول دوستان بی خیالی طی کنیم و خوش باشیم...