- - علی اکسیر -
صنعت فداغی شاعره بوده است در زادگاهم که گویند اشعارش بس دلنشین بوده است.
1264 ق، از زنان شاعر. پدرش كدخداى قریه فداغ لار بود. به نوشته مولف حدیقةالشعراء وى بیسواد بود
جز سجده بتان نكند تا به روز حشر زنار زلف هر كه بدید از قفاى تو
گفتى سر تو بر سر این كار مىرود اى خاك بر سرى كه نگردد فداى تو
داروى درد چشم تو «صنعت» حكیم گفت خاك منازلى كه بود نقش پاى تو[2]
وی در قرن ۱۳ میزیسته است.و در سال ۱۲۶۴ق وفات یافته است.متاسفانه اثارش زیاد بجای نمانده است.
شاعر، متخلص به صنعت. وى دختر یكى از كدخدایان فداغ فارس بود كه سواد زیادى نداشت.
وى چون در صنایع دستى زنانه مهارت داشت در اشعار خود صنعت تخلص مىكرد.[1]
1264 ق، از زنان شاعر. پدرش كدخداى قریه فداغ لار بود. به نوشته مولف حدیقةالشعراء وى بیسواد بود
ولى از روى قریحه شعر مىگفت. به واسطه مهارتى كه در هنرها و صنایع زنانه داشت تخلص صنعت را
براى خود برگزید. از اشعار اوست:
هر كس كه دید جلوه و طور و اداى تو گر خود ملك بود بشود مبتلاى تو
جز سجده بتان نكند تا به روز حشر زنار زلف هر كه بدید از قفاى تو
گفتى سر تو بر سر این كار مىرود اى خاك بر سرى كه نگردد فداى تو
بر لوح تربتم ننویسند غیر از این رفت و نرفت از سرش آخر هواى تو
داروى درد چشم تو «صنعت» حكیم گفت خاك منازلى كه بود نقش پاى تو[2]
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1] الذریعه (618)، حدیقه الشعراء (2172 -2171 / 3)، دانشمندان و سخنسرایان فارس (468 / 3)، فارسنامهى ناصرى (1515 / 2)، فرهنگ سخنوران (565). [2] منابع: حدیقةالشعراء، 2172 -2171 / 3؛ دانشمندان و سخنسرایان فارس، 468 / 3؛ الذریعه، 618 / 9؛ فارسنامهى ناصرى، 1515 / 2.