گفت:دستتان به همه جا بند است.نامه هایتان که مفت،روزنامه هایتان هم که مفت.هم یارانه برای خود
می خواهید هم نشریه تان .جدیدا که افشانه و شوکر(بخوانید دفاع شخصی)هم که قرار است به شما
بدهند.چند روزدیگر هم که عزیز تر از شما پیدا نمی شود.
گفتم:فعلا که قراره تست روان شناسی از همه مون بگیرن.بعدشم انگشت نگاری میشیم و ایضا ازمایش
عدم اعتیاد.اگه بعدا سالم بودیم و جیبمون کفاف دخل و خرجمون داد بیاییم خبرنگار بشیم و دفاع شخصی
هم که هنوز قیمت ندادن که مشتری بشیم.
گفت:حالا جواب سوالاتتون را که نمیدن لا اقل نامه هاتون را بی جواب نذارن.
گفتم:نگران نباش ما از همون بیمه تکمیلی که قرار بود برخی ها (که خبرش را رسانه ای کردن)انجام بدن
برامون مونده .البته هنوز رو کاغذه و عملش مونده .فعلاد بیمه هستیم رو وعده.
گقت:یه چیز دیگه..
گفتم:فعلا بسه چون این چند روز حسابی.......دیگه کافیه
گفت:
گفتم:.......
حکایت همچنان باقی است.