در پی نامه ایوب دبیری نژادمدیر مسوول نشریه دریابه استاندار این بار مسعود پاکزاد از فعالان عرصه رسانه و سردبیر نشریه
سفیر جنوب در شماره ۳۷۹ مورخه ۱۸/۴/۹۰ نامه ای خطاب به مدیر مسوول نشریه دریا نگاشته است.جهت اطلاع رسانی و بدون
قضاوت و اظهار نظر متن کامل این نامه را می خوانید.تا مخاطبان خود قضاوت کنند.ضمنا اینجانب جهت اطلاع رسانی متون نامه
ها را که هم در نشریه دریا و هم سفیر جنوب منتشر شده را درج می نمایم .امید که مورد قضاوت مخاطبان قرار گیرد.و مسولیت نامه
برعهده نگارندگان است .
جناب آقای ایوب دبیری نژاد مدیر مسئول محترم نشریه دریا
با سلام احتراما به دنبال درج مطلبی در شماره 1252صفحه 3 آن جریده محترم بر آن شدم تا مطالبی را به دور از عافیت طلبی و بطور شفاف خدمتتان ارسال نمایم. نخست شما را به رعایت و اجابت اداب استغفار که در صحیفه کامله سجادیه دعای4/31 آمده، دعوت کرده و از شما می خواهم عرصه مقدس رسانه را به محل تسویه حساب های شخصی وحب وبغض های سیاسی تبدیل نکنید و از قبر وقیامت و آخرت واخلاقی که در نوشتارتان از آن دم زده و گویی با سمت استادی آن بازنشسته شده اید، بهراسید.
همانگونه که پیشتر گفته بودم متاسفانه عده ای بر «جهل»خود «ایمان» داشته و به فرموده مولا علی (ع) این مقتدرترین مظلوم هستی، گمان می برند خود چند قدم نسبت به دیگران به خدا نزدیکترند که این قدم اول شرک است . بنده در عجب ماندم شما چگونه در کشف فساد و داشتن مستندات از نهادهای امنیتی، دیوان محاسبات ، سازمان بازرسی، دادستان و قوه قضاییه جلوترید ومستنداتی دارید که تنها در اختیار شماست و سوال اینجاست چرا این مستندات را منتشر نکرده یا در اختیار این نهادها برای ریشه کنی این تخلفات قرار نداده اید؟!
قطعا دغدغه شما در راه مبارزه با رانت و خیانت و مافیا محترم و ارزشمند است اما از شما می خواهم در مورد مفسده ها و رانت های حوزه رسانه هم در3سال اخیر اظهار نظر بفرمایید تا همه بدانند سهمیه های باد آورده کاغذ، آگهی های ناپلئونی و حاشیه های امن تهمت و افترا در کجا قرار دارند؟
آقای دبیری نژاد مطلب سفارشی شما که در هم آمیخته با کلماتی چون اختاپوس، مافیا، تخلف را که ظاهرا مینوت آن در جای دیگر گرفته شده بود را خواندم و بر این باورم که این تنها همکاری بود که میتوانستید با استاندار هرمز گان در طی 18 ماه گذشته انجام دهید.
دغدغه شما را به خوبی می دانم ودرک میکنم که چگونه امروز که بازنشسته شده اید و دیگر از ارتقا وحق ماموریت و اضافه کاری خبری نیست به دنبال کشف فساد برآمده اید !!!
آقای محترم شما که تا دیروز شهرداری بندرعباس و معاونت عمرانی استانداری را در سر می پروراندید چاره ای ندارید که امروز به فکر ریاست خانه مطبوعات باشید و اگر کارنامه دیروزتان مدیرعاملی شرکت تعاونی مسکن پاسداران است کارنامه امروزتان نیز در عرصه رسانه معلوم است والبته قابل انتشار!؟
شما ونشریه تان بنیانگذار قرارداد ثابت ماهیانه با ترک تشریفات با ادارات دولتی بوده اید تا جایی که امروز مطبوعات استان به سازمان بازرسی پناه برده اند و خواستار شفاف سازی میزان و مبلغ ونحوه توزیع آگهی ها در سال 88-89 شده اند و این جماعت با انتشار نامه ای خواستار پایان دادن به این تبعیض ها و بی عدالتی ها شده اند.
به راستی چرا؟ آقای مدیر مسئول اولین فردی که در مطبوعات هرمزگان هاشمی تختی را در بدو ورودش به محک نقد کشاند و با باز کردن پرونده ای مخصوص در یک شماره و با نوشتن مطلبی تحت عنوان «آقای هاشمی اینجا سکه ها بیش از دو رو دارند » خواستار تلاش او برای همگرایی و توسعه هرمزگان شد، بنده حقیر بودم والان نقد های بسیاری به حوزه مدیریتی ایشان دارم و هیچ گاه وی از نقد حوزه رسانه مصون نیست اما استانداری که بیشترین توجه به مباحث قرآنی داشته و حمایت ویژه ای از این بخش کرده را سپر مفسدان و مافیا معرفی کردن بی انصافیست؟
ای کاش حرمت قلم را نگه داشته و بجای ادعای مافیا و فساد، لیست مفسدین را منتشر می کردید؟
ارسال این نامه با 2هدف بوده که اگر هاشمی تختی رفت، به همگان میگویید مطلب من او را فرستاد واگر ماند خود را لیدر مخالفان استاندار معرفی میکنید که این برای شما بسیار لذت بخش است اما از این نکته غافلید که او با قلم شما نیامده که با قلم شما هم برود.
در پاراگراف دوم ستون سوم نامه به اصطلاح سرگشاده تان که نخستین نامه به یک استاندار در طی 30سال خدمت دولتی وبیش از یک دهه مدیر مسئولی، آورده اید: « در پی یک ساز و کار جدی جهت برخورد با تخلفات قانونی، رسانه ها ابزار مناسبی برای ایجاد این مطالبه در بین مردم هستند » باید حضورتان عرض کنم بحمد الله شما که سابقه یک دهه کار مطبوعاتی و حضور چندماه در جبهه های مقدس جنگ را دارید برای رهایی از تخلفات قانونی یک نشریه خاص که در طی یک سال تنها 200میلیون تومان آگهی سهمیه ای دریافت کرده و 50درصد سهمیه یارانه مطبوعات را به خود اختصاص داده و با تغییر مدیریت فرهنگی نگران وضع موجود و موجودیت خود می باشد چه کرده اید واگر نگرانیتان از همین جنس است، چرا تاکنون در این باره سکوت کرده اید؟
در ستون بعدی نوشته اید «متاسفانه بعضا خواص تخلفاتی صورت می دهند بی آنکه کسی از ترس مافیا قدرت حاکم بر استان جرئت اعتراض به آن را داشته باشد» مرحبا بر شما که در فضایی که آنرا در هرمزگان استبدادزده معرفی کرده اید جرئت نگارش این متن را خطاب به نماینده سیاسی رئیس جمهور پیدا کرده اید اما چگونه از اظهار نظر در مورد معاونین و مشاورین و همراهان آن می ترسید!؟ تمام صحبت من بر این است که شما کی به این مافیا پی بردید و بدانید اینگونه نقدها، خلاءها و ناکامی های سالها قبل را جبران نمی کند و از شما قهرمان نمی سازد.
شما در تعریفتان از مافیا و رانت و مفسده دچار اشتباه شده اید از این رو شما را در ابتدای مطلب به اجابت و رعایت آداب استغفار دعوت کردم . آقای دبیری نژاد اگر شما اکنون به این رسانه نمای استان تکیه داده و در دریایی که خودتان از سرابهای ذهنتان ساخته اید در حال شنا بوده وساحلی نیز برایتان مفروض نیست چرا در ده سال گذشته نهادهای قدرت را به چالش نکشیده وما هیچ نامه ای سر گشاده از شما به استاندار را سراغ نداریم .
نیک از علاقه شما به جوابیه خواندن آگاهم اما از یکسو لبخندزدن به این همه بی عدالتی حوزه رسانه و از سوی دیگر ادعای اخلاق به روش آبیاری قطره ای و وسیله قرار دادن احادیث بزرگان برای موجه جلوه دادن نوشتارتان، خود باعث تردید جدی من در نیت گردآورندگان آن شد.
آقای مدیرعامل اسبق بی تردید این نوشتار اولین نقد من بر ادعاههای شما نبوده و آخرینش هم نخواهد بود اما امیدوارم بدانید راه توسعه هرمزگان از بلوا و دعوا و نامه سرگشاده نمی گذرد بلکه از مسیر اعتدال و اتحاد و عدالت میسر و امکان پذیر است.
در هر حال شائبه های بسیاری در عرصه مطبوعات استان دامنگیر آن شده که به گمان من بدون نگارش نامه سرگشاده نیز میتوان آنرا پیگیری کرد و راه را بر تبعیض و بی عدالتی بست در پایان مطلبم را با جمله ای از دکتر علی شریعتی به پایان می برم که میگفت: همیشه حرفهایی برای نگفتن هست و ارزش عمیق هر انسان به حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
با احترام مسعود پاکزاد دوست دیروز و همراه امروز و نگران فردای مطبوعات هرمزگان