وقتي 20=3-17 مي شود
آبان ماه سال 84 هنوز جشنواره تئاتر استاني نفس مي كشيد. تازه كيك تولد هفده سالگي اش را مي بريدند. جايي در جنوب ايران اسلامي ـ هرمزگان پهناور بندرعباس چند قدم مانده به برجهايي كه هنوز ساخته نشده بودند و ترافيك آنقدر سنگين نبود كه نفسهايت را با گاز co به شماره بيندازد. از چهار راه رسالت به سمت ميدان صادقيه كه گام بر مي داشتي چند قدم مانده راهت را به سمت چپ كج مي كردي. حدفاصل اين ميدان تا خيابان طلوع.
فرهنگسراي سيد احمد خميني (ره). جايي كه «مگس هاي مردار» باعث مي شد «چله نشين» سوي و به ماه فرار كني. يا شايد هم «فرار به ماه» تو را متحول كند.
«برخواني ايرج» هم مي توانست از هنرمندان جزيره قشم برايت روايت كند.
در اينجا البته نه «تاريخ سركوبي» بود كه تو را بياد بيل را بكش بيندازد و نه گرتفسکی را مي توانستي اثرش را در صحنه احساس كني. در عصرهاي دل انگيز پاييز 84 بندرعباس گرماي هنر تئاتر تو را بر سرماي سوز آور ناخوانده چيره مي كرد.
هفده سال گذشته بود. صداي فرهاد مهندس پور، محمد رضا الوند و جمشيد خانيان هنوز در گوشهايم زمزمه مي كنند. وقتي جشنواره هفدهم تمام شد و «مگس هاي مردار» در هوا پراكنده شدند و شايد هم پروازي براي جشنواره منطقه اي و آخر هم فجر با صداي دست زدن مخاطبان هم هرگز فكر نمي كردي كه شايد سه سال از عمرت بگذرد و ديگر از جشنواره خبري نباشد «مگس هاي مردار» به فجر نرسيد. قضيه فرار به ماه به آنسوي مرزهاي كوزوو رسيد. سه سال گذشت و كسي حالي از ما نپرسيد. بدون سه سال زندگي جشنواره استاني ناگهان گفتند زنده است و در گوشه اي زندگي مي گذراند. رفتند و پيدايش كردند. در سالگرد افولش قرار است. دوباره روح در كالبدش بدمند.
بيستمين جشنواره تئاتر استاني هرمزگان 21 تا 23 آذرماه در بندرعباس برگزار مي شود. طبق آمار موجود 16 نمايش از شهرستانها مورد بازبيني قرار خواهند گرفت. 8 نمايش از شهرستان ميناب، 6 نمايش از بندرعباس، يك اثر هرمز و يك نمايش از قشم.
شايد در هنگام نگارش اين مطلب آثار براي جشنواره انتخاب شده باشند. جايي كه داريوش گرمساري، عبدا... خداكريمي، سعيد موحدي و حاج آقا موسوي وارد شور مي شوند تا شوراي انتخاب قرعه را به نام آثار منتخب رقم زنند.
محمد سايباني هنرمند جواني است كه هميشه آخرين اخبار را در اسرع وقت در اختيارمان مي گذارد. جدا از اينكه جشنواره در مرحله نهايي با چند اثر برگزار شود و چه آثاري مورد بازبيني قرار گيرند يا انصراف دهند لازم ديدم نكاتي را پيرامون اين جشنواره بطور صريح مطرح كنيم هر چند نقادانه اما شايد مسمرثمر باشد.
1ـ بندرعباس و ميناب همواره پاي ثابت جشنواره تئاتر بوده اند. هنرمندان هرمز و قشم هم تلاشهاي خوبي دارند. اما چند صباحي است از هنرمندان بندرلنگه، پارسيان، بندرخمير، جاسك، رودان، بستك، حاجي آباد در عرصه تئاتر تلاش مشاهده نمي شود. آيا وقت آن نيست فعاليتهاي هنري در اين مناطق توسعه بيشتري يابد. بايد دلايل افت تئاتر در اين مناطق را بررسي كرد و در جهت رفع آن كوشيد. كميت آثار مهم نيست. كيفيت مهم است.
2ـ در چند جلسه از بازبيني نمايش ها در بندرعباس حضور داشتم. برخلاف رويه معمول هر از گاهي يك يا دو نفر از افراد شوراي بازبيني در مقاطعي در سالن حضور نداشتند . اگر قرار است آثار با هم رقابت نموده و بطور كامل مورد داوري قرار گيرند چرا بايد اين گونه باشد؟در مورد شهرستانها چون نگارنده حضور نداشته بالطبع اظهار نظري نمي كنند اما اين مورد نيز بايد بررسي شود تا حقي از هيچ گروهي ضايع نشود.
3ـ اجراي تئاتر نياز به هزينه دارد. بعد از 17 سال جشنواره تئاتر استاني (منهاي دوران وقفه در اجرا) آيا وقت آن نرسيده كه براي جذب حاميان مالي و اسپانسر براي هنرمندان اقدامي صورت گيرد. طبق شنيده ها قرار است كمك هزينه اي معادل 400 هزار تومان به گروههاي راه يافته به جشنواره اختصاص يابد كه مبلغ ناچيزي است. تهيه دكور، لباس، وسايل گريم و.... هزينه اي بيش از اينها را مي طلبد. آيا كمك گرفتن از بخش خصوصي نمي تواند كمك حال هنرمندان باشد؟
4ـ زيبايي تئاتر كه اجراي زنده و نفس به نفس با تماشاگران است به مخاطب مردمي است. متاسفانه در جشنواره ها تا كنون مخاطبان كساني بوده اند كه خود از اهالي هنر تئاتر هستند. براي جذب مخاطب مردمي چه بايد كرد؟
5-هميشه در مراسم اختتاميه مسوولان محترم حضور مي يابند و آمار و ارقام مي دهند و احتمالاً سخنراني هاي خوب هم خواهند كرد. چه خوب است در حين اجراها هم مسوولان محترم سري به جشنواره بزنند. بي شك حضور آنان باعث قوت قلب براي هنرمندان خواهد شد و بالطبع حضور اصحاب رسانه هم به سبب حضور آنان زياد مي شود و مردم هم بيشتر در جريان رويدادها قرار مي گيرند.
6ـ اداره فرهنگ و ارشاد تنها متولي فرهنگ و هنر نيست. ادارات و سازمانهاي زيادي بودجه فرهنگي و هنري دارند. چرا نبايد در اجراي اين برنامه ها مشاركت كنند؟
7ـ برگزاري جشنواره ها فرصتي است براي آموزش. اميدواريم برگزاري لاسهاي آموزش به خصوص در زمينه نويسندگي و كارگرداني جزء برنامه هاي جنبي اين جشنواره ها باشد.
-8عكس ها خود به تنهايي مي توانند سخن بگويند. ياد آوري هنر آفريني هنرمندان خاك خورده صحنه مي توانند در قالب عكس بخش جنبي اين جشنواره باشد. كاري كه تا كنون هيچكدام از عكاسان نكرده اند. امتحانش ضررسي ندارد؟! مسلماً اطلاع رساني به مخاطبان بسيار مهم است و نقش مطبوعات و رسانه ملي بسيار ارزشمند. اميدواريم خبرنگاران در اين جشنواره بر خلاف جشنواره هاي قبلي حضوري پر رنگ داشته باشند.
9 ـ برگزاري جشنواره ملي عروسكي ضامن آهو توقعمان را از تئاتر اين سامان بيشتر كرده است. كاش در اين جشنواره براي گسترش تئاتر كودك و نوجوان و نمايش هاي خياباني چند اثر از هنرمندان در بخش جنبي اين جشنواره در نظر گرفته شود.
10ـ چند سالي است بدجوري دلمان هواي حضور در جشنواره تئاتر فجر را كرده است. آيا امسال اثري از هرمزگان در اين جشنواره رويايمان را تحقق خواهد بخشيد؟
11ـ مطبوعات ركن چهارم دموكراسي هستند. در اين نكته شكي نيست. اما سهم تئاتر و رويدادهاي اين هنر در مطبوعات استانمان بسيار اندك است. هنرمندان اين عرصه نيازمند توجه مطبوعات هستند. پس ياري گرمتان باشيم.
-12-تحقيق و بررسي انتشار اخبار تئاتر در مطبوعات و تقدير و تشويق پديد آورندگان توسط نهادهاي متولي مي تواند در تغيير ديدگاه برخي مطبوعات در مورد تئاتر موثر باشد.
بي صبرانه منتظر آغاز جشنواره بيستم مي مانيم. هر چه باشد اين جوان 17 ساله حالا 20 بهار از عمرش سپري شده است. باشد كه جوانه هاي امروز هنر استانمان را صنوبرهاي سربلند فردای ايران اسلامي ببينيم.
