
رو به حرم نشسته ام.ارزوی چندین ساله ام را جستجو میکنم.طلبید.امدم.گفتم برایش از نامردمی ها
از نمک نشناسی ها.از روزهایی که او ساده بود.دستش را گرفتم.اموختنی ها را به او اموختم .
شاید معلم خوبی نبودم.اما مگر نه این است که بزرگان گفته اند:هر کس کلمه ای به من بیاموزد
مرا بنده خویش کرده است..او گم شد.در میان غرور و حسادت.او رفت تا ساز بزند تمام نواهای دوستی
را و چه خوب نواخت ساز...را.رو به حرم نشسته ام.گنبدهای طلایی امام رضا(ع)مرا محو خود کرده است.
صدای اذان می آید.فقیر و غنی.پیر و جوان ..زن و مرد شتابان به صف میشوند.من هم میروم.زنی
گریه میکند و مردی که مادرش را روی ویلچر گذاشته دست به اسمان بلند کرده است..
زیارت امین الله را میخوانند..السلام علیک یا امین الله فی ارضه و حجته علی عباده
السلام علیک...... دستها که به سوی خالق بلند میشود کسی خجالت نمیکشد.راحت گریه میکنند.
اینجا همه به هم احترام میگذارند.کسی پای کسی را لگد نمی کند .تهمت و حسادت و غیبت معنی
ندارد.فارس و کرد و لر و بلوچ همه در یک صف نماز میخوانند.عربها هم امده اند.من به حرم مینگرم.
دعا میکنم برای همه.حتی برای انکسی که شاید باید لعنتش میکردم.نمیتوانم لعنت و نفرینش کنم.
برایش دعا میکنم و نائب الزیاره میشوم..اخر در محضر ضامن اهو لعن و نفرین از دهن خارج نمیشود.
بغض گلویم را میگیرد.ارزوی چندین ساله ام براورده میشود.حضور در محضر امام هشتم.چه صفایی
دارد.دوستی خبرم میدهد از بندر عباس که چه ها کرده اند این دوستان.اینها را هم دعا میکنم.
بگذار و بگذر.این را بغل دستیم که نمیشناسمش میگوید.دعا و نماز که تمام میشود مردم به سمت
ضریح مقدس میروند.کبوتران حرم هم چه عشقی دارند برای پرواز.
نگران نباش.اینجا مشهد مقدس است و من نه فرار کرده ام و نه گم شده ام.امده ام تاحرفهای دلم
را به کسی بگویم که عاشقانه دوستش دارم.امده ام تا انچه را که شنیده بودم امروز ببینم.
بوی گل نرگس در اینجا خریداری ندارد.عطر حرم امن الهی است و بوی گلاب و صداقت زائرانی که
عاشقانه فریاد میزنندو مراد میطلبند.بوی مهر و صفا اینجا پیچیده و من گریه میکنم برای خودم و دعا
میکنم برای کسانی که باعث شدند من در حرم امام بمانم و چیزهایی را درک کنم که تا بحال از درکش
عاجز مانده ام.عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد.
اینجا ایران است.مشهد مقدس.ساعت صفر عاشقی است به ضیافت مهربانی .جوانی را دیدم که
فریاد میزد:
یارب به کریمی کریمانم بخش بر اب دو دیده یتیمانم بخش
صد بار به لطف و کرمت بخشیدی این بار به سلطان خراسانم بخش
یا ابا الحسن یا علی بن موسی ایها الرضا یابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولینا
(مولانا)انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله
اشفع لنا عند الله

دعای توسل که خوانده میشود اتش به جان میزند.از خود بی خودت میکند.چه صفایی دارد اینجا.
اینجا همه عاشقند و شیفته.عاشقی که همه ندایشان ربناست و صدایشان ربنا.
خدا قسمت کند که شما هم بیایید.بیایید شاید...
