تبليغاتX
شیر و خط

در سال ۱۳۲۷ در جنوب ايران پهناور، شهرستان ميناب چشم به جهان گشود.از كودكي وارد فضاي هنر شد و در تعزيه زنانه ايفاگر نقش يكي از كودكان زينب شد. نوجوان بود كه با كتاب الفت بيشتري گرفت و در كتابفروشي مشغول به كار شد. در مقطع متوسطه كودك ديروز جنوبي، نوجواني شد كه در نمايش هاي دبيرستاني پرده كش بود. بعد از طي دوران تحصيل در دانش سراي مقدماتي معلمي پيشه كرد و عشق به روستا او را به آنجا رهنمون ساخت و اولين متن نمايشي اش را خلق كرد. ميناب همواره مهد آيين ها و مراسم سنتي نمايشي بوده است. وي در سال ۴۹ با گروه تازه تاسيس «پتروك» در گسترش هنر نمايش نقش ارزنده اي ايفا كرد: «هجوم» را در سال ۵۳ به رشته تحرير در آورد و او را به پژوهش در فرهنگ بومي جنوب علاقه مند ساخت. در سال ۵۹راه بندرعباس را در پيش گرفت و پس از سه سال گوشه گيري مدرس انجمن سينماي جوان شد. جشنواره منطقه اي كرمان ميزبان «چشم هاي خيره به راهش» شد. در سال ۶۸ براي آموختن به دانشجويان براي تدريس در دانشگاه هاي هرمزگان دعوت شد. وي در مسووليت هاي فرهنگي نيز بسيار موفق بود.رياست انجمن نمايش بندرعباس، عضويت در شوراي پژوهشي،شوراي فرهنگ عمومي، مشاور تحقيقاتي استان، عضو اتاق فكر صدا و سيماي خليج فارس و انجمن قلم استان و عضويت در انجمن كتابخانه هاي هرمزگان، عضو انجمن ميراث فرهنگي و شوراي فرهنگي دانشگاه پيام نور بندرعباس، مديريت 7 ساله بر فرهنگسراي آويني، عضويت در چهار دوره هيت منصفه مطبوعات و مدير عامل بنياد هرمزگان شناسي تنها بخشي از كارنامه فرهنگي وي مي باشد. استاد داوري در جشنواره تئاتر استاني، منطقه اي  و كشوري، داوري فيلم جشنواره هاي استاني و منطقه اي، داوري بخش شعر و قصه استاني و منطقه اي و تدريس ادبيات نمايشي در مراكز تربيت معلم استان رانيز در كارنامه فرهنگي و هنري خود دارد. استاد علي رضايي امروز پير زحمتكش عرصه فرهنگ و هنر ايران است. او كسي است كه علاقه مندان به هنر نمايشي آثارش را هرگز از ياد نخواهد برد. يعقوب ليث صفاري،  زنجير، حماسه رزم آوران، خواب هاي باراني، وين راز سر به مهر، چله نشين،‌يك قبيله خاكستر، فيروزه كه مي خواند، كهربا در زنجير، گل و جهله، سوز ماهي، سفر، قاب خالي، چشم هاي خيره به راه، ديروز امروز، هجوم، گشتي در صفر، ما مي دونيم، از پارس تا بابل به همراه نمايش هاي راديويي تنها بخشي از آثاري است كه بارها در هرمزگان و حتي جشنواره هاي كشور به روي صحنه رفته است. استاد علي رضايي امروز معاونت فرهنگي حوزه هنري هرمزگان را عهده دار است. تاليف هفت جلد كتاب مجموعه شعر و قصه كنگره شعر و قصه جوان كشور، مجموعه داستاني انگشت بر خاكستر و فيلم هاي دكه، اشتر، نخل و جل از ديگر آثاري است كه مرد جنوبي سپيدموي استان خالق آنها بوده است.استاد علي رضايي نيازي به معرفي ندارد. اما دريافت بيش از ۴۰ ديپلم افتخار، لوح تقدير از جشنواره هاي مختلف، معرفي استاد به عنوان خادم نمونه فرهنگي هرمزگان، هنرمند برگزيده استان و تقدير در جشن روز جهاني تئاتر در سال ۸۰ از طرف مركز هنرهاي نمايشي هم بايد به زندگي هنري وي اضافه كرد.علاوه بر اين كارنامه وزين در حاشيه اش البته اگر جا شد بايد نويسندگي متن فيلم مستند «چاووش» به كارگرداني جعفر پناهي را هم اضافه كرد. دريافت لوح پاسداشت در جشنواره بيست و پنجم فجر نيز خاطره اي به ياد ماندني از زندگي استاد علي رضايي است.

همه اينها هم اگر نباشد استاد علي رضايي پرونده اش باز پربار است. مردي كه الگويي براي نسل جوان است و نگين گرانبهاي از انگشتري هنر ديروز، پاي صحبت استاد كه مي نشيني بايد چشم هايت را بينا كني و گوشهايت را شنوا تا حرفهايش را كاملاً به ياد بسپاري.

استاد بيشتر نويسندگي مي كند تا كارگرداني.وي در مورد سالهاي خوب تئاتر هرمزگان مي گويد: بعد از آنكه به بندرعباس آمدم . با گروههايي كه تازه راه افتاده بود آشنا شدم سال ۶۳ به بعدبا گروه انديشه به سرپرستي احمد حبيب زاده نمايش (چشم هاي خيره به راه) را به صحنه برديم.در همين ايام آقاي نيكرام گروه هنري نيروي هوايي را ساماندهي كرده بود .بعد گروه درنا شكل گرفت با حضور جمشيد خانيان و بچه هاي صدا و سيما . اين گروه براي مدتي تنور تئاتر را به خوبي گرم نگاه داشتند..مسوول انجمن نمايش كه بودم با همه رابطه صميمانه اي داشتم..يك سالن كوچك داشتيم با آرزوهاي بزرگ.عصر كه مي شد همه دور هم جمع ميشديم.اين روزها خيلي تاثير گذار بود.

استاد رضايي    مي گويد:كعبه تئاتر صاحبان خوبي دارد.بايد سنت ها و رسوم و آيينها ي اين سرزمين با نوشتن در جايي نمود پيدا كند.هرمزگان لبريز از نويسندگان بزرگ است كه بايد همه دستمايه خوبي داشته باشند براي نوشتن. 

                                                 

وقتي از استاد مي پرسم با اين تنوع فرهنگي چرا بيشتر نمايشها بر محور زار مي چرخد .با نگاهي پاسخ مي دهد:باور كنيد اگر زار موجود زنده بود و زبان داشت از همه اينها شكايت مي كرد.هنوز كاري كه بشود گفت به زار نزديك شده باشد به روي صحنه نرفته.هركس از ظن خود قصه اي تراشيده و به نام زار برايش شناسنامه گرفته است. نويسنده پيشكسوت هرمزگاني البته خودش هنوز به موضوع زار نزديك نشده است.وي در مورد علاقه اش به اين موضوع ميگويد:شايد جراتش را پيدا نكرده باشم.زار هم زيباست .هم هول انگيز.زار كوه يخ است كه بخش بزرگ آن پنهان مي ماند.با كوبيدن بر دهل و جست و خيز كردن چيزي كشف نمي شود.استاد ادامه مي دهد:خيلي از چيزهايي كه به اسم زار به روي  صحنه  رفته خيال بافي است.ممكن است رزيف يا وايا ليوا باشد.آن هم بخشي از اين مراسم يا گريز گو و چله بر  و هو چراغ.اما متاسفانه همه اينها به پاي زار نوشته مي شود..از استاد مي پرسم به غير از آيين ها و مراسم چيزي به نام نمايش از گذشته باقي مانده يا نه؟

او ميگويد:بله.(پنت گراز )يك نمايش كامل است.كه فئوداليته را به ريشخند ميگيرد.خالو و خرسك .پيرمرد ي؛شوشي،دزد و قنبر و ناتك ها يا تكي مردن كه در موقعيت هاي مختلف به ويژه  هنگام  برداشت محصول اجرا مي شدند .هم پيك شادي بودند و هم محلي براي اعتراض..

حس خبرنگاري كه گل كند سوالات ديگر خود بخود جاري ميشود.از استاد ميخواهم در مورد وضعيت تعزيه در استان هرمزگان بگويد.تعزيه هرمزگان ريشه دار است..افسوس كه به حال خود رها شده است.تلويزيون هم مثل خوره به جانش افتاده.و سال به سال از بستر اصلي دورش مي سازد.با اين تفاسير هنوز پهلواني است كه هنوز قد و قواره اش قابل قبول است.

استاد علي رضايي نطراتش هميشه راهگشا است.استاد ميگويد :تئاتر آييني بخشي از تئاتر ملي ماست.و بايد حساب ويژه اي روي آن باز كرد.چون نياز به معيار سنجي خاصي دارد.قرار دادن اين نوع نمايش در كنار گونه هاي ديگر تئاتر نتيجه اي به بار نمي آورد و مهمتر ار آن تاليف يك دانشنامه در اين زمينه است.يك گروه كار آمد اين آيين ها را براي نسل هاي آينده نگه دارند.آنها را كالبد شكافي كنند .

پاي صحبت استاد نشستن آنقدر شيرين است كه انگار دروس اول دبستان را بايد بياموزي.آموختن از نقطه صفر.  با خودم كلنجار ميروم كه چرا از تجربه اين سرمايه هاي گرانبها به قدر كافي استفاده نمي كنيم.تئاتر امروز استان ما بايد بر خود ببالد كه هنوز سايه اساتيد پيشكسوت تئاتر را بر سر خود دارد.بياييم قدر اين گوهر ها را بيشتر بدانيم.

 

 

نوشته شده توسط علی اکسیر در ساعت | لینک ثابت |
نوشته شده توسط علی اکسیر در ساعت | لینک ثابت |
چقدر برخي از مسوولين به فكر جوانان هرمزگاني هستند.چندي قبل مدير ثبت احوال استان اعلام كرده

بود كه درمقابل هر 14 طلاق يك مورد ازدواج صورت گرفته است.اكنون نيز رييس سازمان ملي جوانان در

گفتگو با فارس اعلام کرده :

يك مركز همسريابي در نيمه دوم سال جاري در بندرعباس افتتاح مي‌شود.

ابوالقاسم جراره  با بيان اينكه بايد زمينه‌هاي ازدواج آسان در جامعه فراهم شود، از راه‌اندازي شبكه

فعالان ازدواج به منظور ايجاد بستري پايدار به منظور انجام ازدواج‌هاي موفق و پايدار در بندرعباس خبرداد.

 
چشممان روشن.پس با این وجود مجردها دیگه نگران نباشند.چون سازمان ملی جوانا ن به فکر شون

هست.حالا اقای جراره نگفتن اگه این مرکز راه اندازی شد چطور فعالیت می کنه.این کار و ایده در زمان

انتخابات مجلس  سال هشتم در استان نیز توسط یکی از نامزدها انجام شد و وی در حین تبلیغات

فرمهای همسر یابی را بین مردم توزیع می کرد که البته چون رای نیاورد دیگه کسی پیگیر هم نشد.

سازمان ملی جوانان هر از گاهی طرحهایی می دهد اما بسیاری از جوانان هنوز به دلیل عدم  اطلاع

رسانی هنوز جا و مکان این سازمان را بلد نیستند و گرنه میرفتند و اونجا را گلبارون میکردند!!!

کاش این مسوول میگفت که وام ازدواج و مسکن و ....هم به جوونا میدن یا فقط زن براشون پیدا میکنن؟

 

نوشته شده توسط علی اکسیر در ساعت | لینک ثابت |
عيد سعيد فطر بر روزه داران و مسلمانان پيرو اهل بيت فرخنده و مبار ك باد
..........................................................................................................................
بندر عباس-روز قدس-سه راه بهشت زهرا

نوشته شده توسط علی اکسیر در ساعت | لینک ثابت |
                                 چند گانه ای برای یک دوست  شایع پراکن

۱-مصلی قدس بندر عباس که پیشتر ها گفته می شد مالک زمینش پیدا شده و زمین را باز پس

گرفته اینروزها عملیات اجرایی اش در حال انجام است.در کنار یک واحد تجاری بزرگ بنام مجتمع نور.

کی این مصلی آماده میشود را نمی دانم اما می گویند.. ...شاید هم تا عید اماده شد

     

۲-گاهي خدا نصيب نكند احتياج.اين آگهي هر چند تلفن شهرستان بر رويش مشاهده ميشود اما در

جايي از شهر بندر عباس ديدمش كه حسابي حالم گرفت...

      

۳-وقتي در نمايشگاه عكس روز خبرنگار عكاسان نور چشمي جوايز را درو كردند و ديگران بي نصيب!!

اينگونه عكاسان ما را با عكس انتخابيمان شكار مي كنند.

ربط عكسها به هم را شما پيدا كنيد.چند گانه اي براي يك دوست ....

    

نوشته شده توسط علی اکسیر در ساعت | لینک ثابت |
 
offshore bank account